وطبق معمول خواهرموکه 2سال ازمن کوچیکتره صداکردم واونم باکفش بابابزرگم حالشوجا آورد...فقط ازاین بدم اومد که مجبوربودم صدای خرد شدنشو بشنوم(ایشششش)
عکسشو براتون گرفتم که درحالت چندش آورم شریک بشید
جدیدا خیلی حساس شدم شایدباورتون نشه ولی صدای پای سوسکهاروهم میشنوم...
راستی اینجاکسی هست که ازسوسک نترسه؟(تاکیدمیکنم:نترررسه؟)

شب بخیررررررررررررخوابهای قشنگ و...ببینید
برچسب:
نویسنده: باران رستگار